کار آفرینی 1
زندگی انسان با کار کردن عجین شده است و زندگی انسان معنایی جدای از کار کردن ندارد .تنها یک بار فرصت زنده بودن به انسان داده شده است و 24 ساعت در شبانه روز در اختیار همه افراد گذاشته شده است . این استفاده متفاوت از این فرصت مساوی است که زندگی انسان را متفاوت میکند . کسی مثل دکتر حسابی ، علامه طباطبایی، علامه محمد تقی جعفری، احمد آرام و .. از این ساعتها گنجی گرانبها تر از طلا میسازند و کسان دیگری تنها به زنده بودن بسنده میکنند.
درست بعد از بلوغ است که اولین تصمیم ها را در باره چگونگی استفاده از ساعتهایمان میگیریم و درباره معنی دادن به ساعتهای زندگی مان میاندیشیم .دیپلم ، فوق دیپلم ، کارشناسی ، کارشناسی ارشد ، دکترا، فوق دکترا ولی در نهایت هدف اصلی کار کردن است و ساختن گنجی گرانبها از این فرصت برابر .ادیسون میگوید کار مدرسه است بسیار سختگیر تر از دانشگاه . در کار کردن است که با واقعیت مواجه میشویم درست اینجاست که ادعا ها محک زده میشود و ادعا ها تبدیل به عمل میشود و به عبارت دیگر کار کردن شروع مواجه با واقعیت است و شاید کسانی که کار نمیکنند جرات مواجه با وافعیت را ندارند .
اکثر ما یک سوم از اوقات شبانه روز خود را در محیط کار و انرژی مان را در جهت کار سپری میکنیم . کار آنقدر زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهد که حتی خارج از محیط کار هم ذهنی فارغ از کار نداریم .در تحقیقات انجام شده آقایان 33% از رضایت زندگی خود و خانمها 28 % از رضایت زندگی خود را در گرو کار مناسب می دانند به عبارت دیگر یک سوم از رضایت شغلی ما وابسته به کار کردن است و یافتن کار مناسب .
حتی اگر خودمان تجربه اش را نداشته باشیم ، به آن فکر کرده ایم و یا مواجه دیگرا ن با این مسئله ها را دیده ایم : عدم رضایت شغلی ، عدم تناسب شغل با شاغل ، درآمد کم ، کار کسل کننده ، مدیریت نا مناسب، مدیریت مستبد و بدون ابتکار و ......
مدیریت مجموعه خود و کار آفرینی میدرخشد. اغوا کننده ، مهیج ، تامل برانگیز. چگونه باید جلو رفت ؟ باید هشیار بود و آگاهانه قدم برداشت.
این اولین مقاله در باره کار آفرینی است
منتظر اطلاعات کامل تر باشید.
